الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
59
تفسير مجمع البيان (فارسى)
هزار و هفتاد نفر از پيغمبران نماز گذاردهاند ، و تنور در آنجا بجوشش در آمد ، و آن وسط بابل بوده و محل اجتماع پيمبران الهى عليهم السلام است . 2 - قول دوم كه دربارهء تنور از ابن عباس و زهرى و عكرمه نقل شده و زجاج نيز آن را اختيار كرده آنست كه منظور از « تنور » همان روى زمين و ظاهر آن است ، و مؤيد اين قول است آيهء ديگرى كه دربارهء همين داستان است و خدا فرموده : « . . . وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً « 1 » » يعنى « و ما زمين را به صورت چشمهها بشكافتيم . . . » . 3 - از امير المؤمنين على عليه السلام روايت شده كه فرمود : معناى گفتار خداى تعالى « وَ فارَ التَّنُّورُ » يعنى سپيدهء صبح طلوع كرد و نشانههاى آمدن روز ظاهر گرديد و شب سپرى شد . چنانچه عرب در اينباره ميگويد : « نور الصبح تنويراً » . 4 - تنور به معناى بلنديهاى زمين و جاهاى مرتفع باشد يعنى آب از جاهاى مرتفع جوشيد . . . و اين معنايى است كه از قتاده نقل شده . 5 - معناى « فارَ التَّنُّورُ » آنست كه خشم خدا بر آنها سخت شد و انتقام وى آنان را فرا گرفت ، چنانچه عرب گويد : « حمى الوطيس » تنور گرم شد ، و يا گويد « فار قدر - القوم » ديك اين قوم به جوش آمد كه هر دو كنايه از شدت جنگ و سختى آن است . چنانچه آن شاعر نيز گفته است : تفور علينا قدرهم فنذيمها * و نفثأها عنا اذا حميها غلا ( يعنى ديگ آنها ( براى جنگ ) بر ما جوشيد ، ولى ما حرارت آن را هر گاه بجوشش ميآمد فرو مىنشانديم ) كه منظور از جوش آمدن ديگ همان جنگ است ، ولى اين معنى بعيدتر از همهء اقوال گذشته است ، و چنانچه كلام را بر همان معناى حقيقى خود كه روايت هم شاهد آن است حمل كنيم بهتر است . « قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ » اين آيه را دو جور خواندهاند يكى آنكه « كل » را بكسر و بدون تنوين بخوانيم و معناى آن چنين مىشود :
--> ( 1 ) - سورهء قمر آيهء 12 .